
بالابلندی، توپ چرخی، تیله بازی، خاله بزغاله، خروس جنگی، زو، شاه و وزیر، شمع گل پروانه، عمو زنجیر باف، قایم باشک، قلعه، کلاغ پر، گل یا پوچ، لی لی، هفتسنگ، وسطی و دهها بازی دیگر که هر یک نامی آشنا برای نسلهایی از ایرانیان هستند. اما بعضی از این بازیهای کودکانه دیگر فراموش شدهاند و به تاریخ پیوستهاند.
امروزه در کلانشهرهای ایران(اسلامی) و با صنعتیشدن زندگی، جای خالی بازیهای خلاقانه و مبتکرانه کوکان دیده میشود. حال دیگر کودکان از سنین پایین به بازیهای رایانهای روی میآورند و کمتر به بازیهای دستی و فیزیکی علاقه نشان میدهند. بازیهای گروهی کودکان به فراموشی سپرده شده و درحال منسوخشدن است
بازیهای کودکانه موجب ابراز احساسات، عواطف، ترسها و تردیدها، مهر و محبت، خشم و کینه و نگرانیها می شود. انسان به همه این احساسها برای زندگی اجتماعی نیازمند است
بازیهای گروهی کودکان در یادگیری زبان، ساختارهای اجتماعی، رشد قوه تخیل و تفکر و همچنین آشنایی با مفاهیم فضا، شکل و ساخت نقش به سزایی دارند.

بافت فرهنگی و اجتماعی ایران بعد از انقلاب! اسلامی به گونهای شده است كه پسران نسبت به دختران امكان بهرهمندی بیشتری از محيط های بازی خارج از خانه را دارند. بنابراين فرصت بازیهای رقابت آميزتر، طولانیتر و مهارتیتر در بازیهای دختران كمتر شده است به طوری كه بسياری از دختران در ایران با فقر حركتی مواجه هستند


